تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: سیزدهم فروردین در عرف مردم به روزی تلقی می شود که جشن های نوروزی به پایان می رسد، اما بحث اصلی و مناقشه جدی در باب این روز نحوست یا عدم نحوست این روز است، پرسشی که همواره در باور اجتماع ایرانیان مطرح بوده است.

آیا نحوست 13 فروردین واقعیت دارد؟ / رسوم  جالب مردم برخی مناطق کشور در این روز!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

نحسی 13 از یهودا
طبیعت اعداد و شماره ها ماهیتی یکسان را داراست. چنانچه همان خاصیتی که در اعداد 1 و 2 وجود دارد، می توان در 12 و 13 نیز سراغ گرفت. به همین روال روزها نیز به طور مجرد و بدون آن که تداعی معانی و اتفاقی خاصی را داشته باشد، دارای خواص مشترک و یکسان می باشد. منتها گاهی اوقات، برخی از آداب و رسوم در گروهی و به دلایل متعلق به آن گروه شکل گرفته و در سایه ارتباط ما بین انسان ها، این آداب و رسوم به سایر اقوام نیز سرایت می نمود. نحوست عدد سیزده را نیز یقیناً مرهون همین مورد هستیم. چرا که در کتاب های نجوم قدیمی متعلق به دوران قبل از مغول اسامی نظیر مهرگان و نوروز مکرر به چشم دیده می شود. ولی اثری از وجود نحوست روز سیزده و بدر کردن آن موجود نیست.
شاید در وهله اول اگر ادعا شود که سیزده بدر، ریشه اش از مسیحیان اخذ شده است برای شما قابل قبول نباشد. اما تأمل کنید تا دلیلش را دریابید.

کم و بیش می دانید که حضرت مسیح (ع) با یازده تن از شاگردان خود در مجمعی حضور داشت که در مجموع تعدادشان دوازده نفر می بود، تا این که ورود نفر سیزدهم یعنی «یهودا» باعث آن گردید که حضرت مسیح (ع) در آن جمع روحانی و تاریخ ساز توسط عوامل فرعون و به کمک «یهودا» یعنی نفر سیزدهم شناسایی و دستگیر شود... از این مقطع عدد سیزده، برای پیروان این پیامبر والامقام به صورتی شوم جلوه گر گردید. تا آنجایی که هنوز هم در کوچه و خیابان های کشورهای غربی (و به تقلید از آن در کشور ما نیز) ملاحظه می شود که حتی افراد، شماره منزل خود را نیز چنانچه به عدد سیزده ختم شود، آن را به صورت 1+12 استفاده می نمایند!

13 فروردین نحس نیست!
منجم بزرگ، ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه و التفهیم خود، ضمن تقسیم روزهای ماه با تفکیک مناسبت ها و مفهوم روزها به چهار گروه، سعد- مکروه- مختار و نحس، در عین شگفتی مقابل کلمه ی سیزده واژه ی سعد، یعنی خوشبختی را نوشته است و همچنین مسعودی، مورخ بزرگ و روشنفکر که مطالب او در کنار بیرونی، طبری و دیگر مورخان قرون اولیه اسلامی حاوی اطلاعات باارزشی می باشد نیز میان سیزده و نحوست هیچ ارتباطی نمی دادند و در مجموع باید به این نکته توجه نمود که نحس بودن سیزده و روز سیزده فروردین چندان منطقی و مبتنی بر واقعیت نیست، اما نمی توان آن را نیز بهطور کلی منتفی دانست و این باوری بوده است که براساس رخدادهای طبیعی و باورهای قدما به نسل های بعد رسیده است و جالب است بدانید در این روز مردم هر اقلیم از سرزمین ایران نیز دارای آداب و رسوم مخصوص به خود می باشند.

سیزده بدر از مهمترین وجوه اشتراک فرهنگی سرتاسر ایران زمین است و با تفاوتی اندک در همه جا و در همه شهرها و روستاها یکسان برگذار می شود. اصل بر این است که در این روز همه مردم از خانه بیرون بروند و سر به دامان کوه و دشت بگذارند و نحوست سیزده را به صحرا بیندازند. به همین جهت در روز سیزده بدر، خانه ها، کوچه ها، خیابان ها، روستاها و شهرها همه خالی است و مردم رو به باغستان ها، گلزارها، کنار رودها و چشمه ها می نهند. در روز سیزده بدر هر کس بر خود میهمان است. از روز دوازدهم که دید و بازدیدهای نوروزی پایان می یابد، همگان به تهیه مقدمات سیزده، مشغول می شوند. چرا که فردا را باید در صحرا بگذرانند و صبحانه و ناهارشان را بیرون از خانه بخورند. بر طبق عادت هر ساله، چند خانواده نزدیک با هم به سیزده بدر می روند. آنان در ایام نوروز که یکدیگر را ملاقات می کنند قرار و مدارهای روز سیزدهشان را می گذارند. معمولاً غذا را از روز و شب قبل در خانه درست می کنند و با خود برمی دارند فقط آش رشته را که حتماً باید بر سر سفره سیزده بدر باشد در صحرا می پزند و این امر معلوم می کند که از هر خانه چه وسایلی را باید با خود بردارند و ناهار ظهر سبزی پلو با کوکو و قورمه سبزی است.

رسوم خراسان یزد شیراز
شب سیزده بدر تنورها داغ است و اجاق ها گرم در روستاهای خراسان و یزد و خور که قلیف پختن (نان ضخیمی از آرد سمنو و روغن و کنجد) معمول است برای سیزده بدر هم درست می کنند. دختران شیرازی از شب قبل یک نخ تابیده هفت رنگ ابریشمی را به کمر می بندند و صبح روز سیزه پیش از طلوع آفتاب، پسربچه نابالغی را وادار می کنند که گره از کمرشان باز کند، تا بختشان گشوده شود.

سال دیگر در خانه شوهر
در ساری دختران صبح سحر از خواب برمی خیزند و به نزدیک ترین جوی کنار خانه می روند، هفت بار از جوی آب می پرند و هر بار با خود نیت می کنند که سال دگر، در خانه شوهر باشند مادرها همیشه به فرزندانشان سفارش می کنند که صبح روز سیزده بدر بعد از بیدار شدن به آسمان نگاه کنند تا زندگیشان مثل آسمان درخشان و عمیق و زیبا گردد.

دختران اهواز
در اهواز دختران برای بخت گشایی صبح زود یک کوزه سفالین پر از آب شب مانده را پای در می شکنند. بعضی از مردم عقیده دارند که اگر زنی نازا باشد روز سیزده بدر باید به سرچشمه ای که آسمان را نبیند برود و چند جام از آن آب به سر بریزد. سپس غسل کند دو رکعت نماز بخواهند تا گره از مشکلش گشوده شود. صبح روز سیدزه بدر جاده ها و کوچه باغ ها هیجان زده و شلوغ است. مردم از هر شهر و روستا، دسته دسته و گروه گروه به بیرون از محدوده ی دیوارها می روند. با ماشین با اسب با الاغ و یا شتر و بعضی هم با پای پیاده به دامن طبیعت پناه می برند. در روستای حسن لنگی، بندرعباس، با شتر به سیزده بدر می روند. مردم از سحرگاهان برمی خیزند و شترهای جوان را زینت می بندند. منگوله هایی از ابریشم هفت رنگ به نام گل گلوم نپگ به شتر می آویزند و زنگ به گردنش می بندند. زن ها و بچه ها بر شترها سوار می شوند. آنان در راه سیزده بدر هم لحظه ای آرام ندارند صدای سازهای محلی به آسمان می رسد همه می زنند و می خوانند. بعد از رسیدن به جایی که قصد کرده اند، سماورها را روشن می کنند. زنان دیگ ها را برای پختن آش رشته روی آتش می گذارند، و شیرینی ها و آجیل های مانده از نوروز را می آورند. بازار رقص و آواز داغ است و از هرگوشه فریادهای شادی به گوش می رسد. جوانان بر دو درخت نزدیک به هم با طناب تاب می بندند و تاب می خورند.

هاکوت کوتو، هاکوت کوتو
به هنگام تاب بازی ترانه می خوانند و دست می زنند. دخترها و پسرهای جوان به نوبت در تاب می نشینند و معتقدند که با تاب خوردن نحوست و خستگی ها دور ریخته می شود. در خراسان و نواحی مرکزی ایران مانند خور تاب بازی را باد خوردن می نامند و دختران خراسانی به هنگام تاب خوردن این ترانه ها را می خوانند.
ای باد به نوم برارم              شکر به کوم برارم
(به باد به نام برادرم)          (شِکر به کام برادرم)
خودم غلام برادرم همه        دخترا بگردن به دور برارم
ای باد به نوم پدرم               دنیا به کوم پدرم
کسی بشه غلامش            هم دخترک مهربونش

به هنگام ظهر بعد از آنکه همه ناهار خوردند، باز رقص و آواز شروع می شود و همان نشاط و شادی تا عصر، ادامه می یابد دخترها برای بخت گشایی سبزه های نورسته بهاری یا شاخه های تازه دمیده درختان را به هم گره می زنند با این امید که زندگیشان به دلخواهشان پیوند یابد. دختران خراسانی به هنگام سبزه گره زدن رو به قبله می نشینند و می گویند:
«سیزده بدر، چارده به تو سال دگه خَنهِ ی شو هاکوت کوتو هاکوت کوت» سپس مقداری شیرینی در پای سبزه ای که گره زده اند می ریزند و از آن جا دور می شوند. در گناباد رسم است که در روز سیزده بدر دختران دم بخت ملکه ای برای خود انتخاب می کنند و به رقص و پایکوبی می پردازند و هر کس که از راه برسد او را به رقص وامی دارند. به جز تاب بازی در مناطقی هم به چوب بازی و کشتی گرفتن می پردازند، الک دولک، گرگم به هوا و الاغ سواری از سرگرمی های رایج بچه ها در روز سیزده بدر است. دختران آلاشتی در بازگشت از صحرا از هر جوی یا نهری که در سر راهشان باشد می پرند و می گویند:
سیزده به در چارده به جا

همدان، کردستان، بیجار و...
در همدان دخترها پس از بازگشت از صحرا، به نیت شوهریابی سوار شیر سنگی می شوند بر سر و دوش شیر، شیره، می مالند و معتقدند که اینکار بختشان را می گشاید. زن های بی فرزند کنار آب روان می نشینند و سنگ در آب می اندازند به امید اینکه بچه دار شوند. در کردستان به هنگام بازگشت از صحرا، هر زن و دختری سیزده سنگ ریزه برمی دارد و به پشت سر خود می اندازد تا نحوست سیزده را از خود دور کند. در بیجار هر زن فقط سه سنگ می اندازد. دختران کرمانشاهی عصر روز سیزده بدر بالای گلدسته های مساجد می روند و یک دانه گردو پایین می اندازند. اگر گردو شکست تا سال دیگر بخانه شوهر می روند آنگاه گردو را می خورند وگرنه باید تا سال آینده منتظر بمانند. در خور مردم پس از آنکه از صحرا برگشتند همه به نخلستان غربی خور می روند در محلی به نام سرآب گلاگوتپه های شن هست که به نخلستان پشت زده است. زنان جوان و دختران بالای تپه می روند و از آنجا به پایین می غلتند یا می نشینند و دختر دیگری پاهایشان را گرفته تا پایین تپه می کشد و در بازگشت از جوی ها و نهرهای پر از آب می پرند و می خوانند:
سیزده بدر- چارده به تو
به حق مرغ قدقدو
سال دگر- خونه ی شوو
بچه بغل

فرار از نحسی!
در تمام نقاط ایران سبزه های زیبا و دلپذیر و خرمی را که برای نوروز سبز کرده اند و بر خوان های نوروزی نهاده اند تا پیش از غروب سیزده بدر به آب روان می افکنند. چه در ایران آب های روان همه به کشتزارها ختم می شود و سبزه چهارشنبه سوری سوار بر مرکب سبکبال آب به کشتزارها خیر و برکت می بخشد. بعضی از خانواده ها چنان از نحسی سیزده به در هراسند که روز سیزده بدر را در خانه می مانند و فردا یعنی چهارده نوروز به صحرا می روند. در خور، روز سیزده بدر و روز هیجدهم فروردین هر دو را به صحرا می روند.

تقسیم بلا
در این میان یکی از نویسندگان در خاطره های هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوین، درباره سیزده بدر می نویسد:
روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و بازدید، به یک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد می گرفت و می گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمی خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آن چه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم می شود. پس خوب است ما در شهر و خانه نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم!

به آب انداختن سبزه ها
یکی از رسوم دیگر ایرانیان رسم به آب افکندن سبزه های نوروزی در مراسم سیزده بدر است. این رسم بی شک از دیرباز در میان ایرانیان و ملل دیگری که یک وقت، فرهنگ مشترک و وجوه فرهنگی یکسانی با هم داشته اند، رایج بوده و به صور مختلفی نیز باقی مانده است، چنانکه گذشت در جسن آدونیس از رسوم کهن رومیان چنین اعمالی شایع بوده است. به نحوی که اسناد بازمانده نشان می دهد که یکی از آداب رایج و کنایت آمیز، رویاندن و سبزکردن گیاهان بود. گیاهان را به طوری مراقبت می کردند و پرورش می دادند که طی هشت روز خوب رشد می کردند. آنگاه پس از هشت روز در ضمن آئین ها و رسوم سوگواری برای آدونیس، آن سبزه ها را همراه با تندیس مرده آدونیس به کنار رود یا دریا می بردند و به آب می سپردند. این نوعی برگزاری آئین های های جادویی و تقلیدی بود که بدان وسیله می خواستند طلب باران فراوان کنند. محتملاً آئین های آب پاشی نیز در جشن های سال نو، به همین منظور بوده است.

شاید انجام این امر در روز هشتم سال، به دلیل تفاوت های اقلیمی و شرایط دیگر طبیعی، قدری جا به جا شده باشد در امپراتوری روم جشن «میلاد» یا «به یاد رستاخیز» و «دوباره زنده شدن دونیس» که در بیست و پنجم مارس برگذار می شد و تقریباً با آغاز اعتدال بهاری مقارن بود از همین گونه رسوم مایه می گرفت.

در میان مردم پیشاور پاکستان، رسم است که در نخستین روز از ایام نوروز، پس از برگزاری مراسم تحویل سال همگان برای گردش به بیرون شهر و سبزه زارها و چمن ها می روند. در این مراسم با پای برهنه توی سبزه ها و چمن ها راه می روند و این کار را «سبزه لگدکردن» می گویند و آن را دارای شگون نیک و باعث استمرار شادی و نیک بختی در سال نو می دانند که این امور با حدودی شبیه به رسم سبزه گذاشتن مردم ایران بوده است.

منابع:
1- آخته، ابوالقاسم. جشن ها و آیین های شادمانی در ایران، تهران: اطلاعات، 1385.
2- شعبانی، رضا. آداب و رسوم نوروز، تهران: الهدی 1379.
3- روح الامینی، محمود. آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز، تهران: آگه، 1376.
4- هنری، مرتضی. آئین های نوروز، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1353.
5- کیوان نامه (مجموعه سه کتاب حج نامه، کیوان نامه، عرفان نامه)، تألیف علامه عباسعلی کیوان، مطیعه بوسفور، 1308.
6- کتابچی، محسن. کشکول جاویدان، مشهد: نشر الف، 1382.

 

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • hasan IR ۱۸:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۴
    30 0
    ايول بابا شما 13 بدر هم فعالين.مطلبتون مارو برد اون موقعا که گروني نبودو ميتونستيم بريم 13 بدر... دست مريزاد و خسته نباشيد.